تبلیغات
اتاقی به اندازه یک تنهایی - یک ساااال

اتاقی به اندازه یک تنهایی

یک ساااال

سلام

امروز یک سال از اولین دیدار من و عشقم میگذره ...

اولین دیدار بدون هیچ حسی ...

بدون اینکه مثل خیلی ها در یک نگاه عاشق هم شویم ...

و بدون اینکه مثل خیلی ها حس کنیم زندگی کردن برای هر دویمان بدون هم سخت می شود

اما هر دو در همان نگاه اول فهمیدیم که می توانیم کنار هم زوج خوبی شویم

برای هم در نگاه اول نمردیم اما در عوض خوب همدیگر را  آنالیز کردیم

خوب برای آینده حرف زدیم ونقشه کشیدیم

هر دو انگار میخواستیم تقسیم کنیم زندگیمان را با هم...

امروز یک سااال از اولین دیدار ما می گذرد ...

اولین دیدار

چیزی در قلبم می گفت این همان شاهزاده رویاهاییست که هر دختری منتظرش است...

اما

یاد گرفتم درپوش بگذارم بر همه ی احساسم در اینطور مواقع

و فقط به عقل خود نگاه کنم

امااا چه کنم که عقل موافق قلب بود ..

و هر دو دست به دست هم یک سال را گذراندند...

عشق وعقل در کنار هم..

زوج خاص به ما می گویند که هم عاشقیم و هم عاقل





بعدا نوشت : همسر گله گلابم  برام ریکاوری کرد عکسام اومد خیییلییی هاش



و اینکه  مهسای عزیز

سُلااااااااااااااام عزیز دللللللللم
در مورد اون قولی که داده بودی مشکلی نست عزیزم تا 10 سال زمان داری خخخخ
مهساااا  اینقدری نمونده تا راحت شین همتون ...تا اون موقع هم صبر کن عزیزم
به یاد تک تکتونم





+ نوشته شده در پنجشنبه 6 خرداد 1395 ساعت 13:14 توسط افسون | نظرات()