تبلیغات
اتاقی به اندازه یک تنهایی - 13رفت...

اتاقی به اندازه یک تنهایی

13رفت...


سلام

نمیدونم چه حکتیه بخدا هر سال 13بدر باید بارون باشه :(
گرچه اینجا همیشه بارونه اما امروز آفتابه :|

البته ما از 112ام رفتیم ویلامون ...

بارون روی ما تاثیری نداشت اما رو خانواده شوهرم چراااا

مجبور شدن ناهار خونه بمونن...

دیروز ساعت 11اینا بود  که منو اقایی از خانوادم جدا شدیم رفتیم پیش خانواده شوهرم..

ناهار خونه داداش فرهاد بودیم آخه یه مقدار از   حیاط خونشون  سر پوشیده بود می تونستیم اتیش کنیم

بعد ناهار رفتیم جنگل یه دور زدیم

منو عشقم ...مامانش (باباش نیومد )  ، خانواده داداش فرزین ، خانواده داداش فرهاد ، خانواده آبجی فریده ، خانواده آبجی فهیمه

بعد جنگل رفتیم دریا ...

کلی هم عکس گرفتیم

وکلیییییییییییییییییی هم خوش گذشت ...

جای همتون سبز کنارم ...

_امسال یاد مرفت سبزه گره بزنم :( آخه برا خودمون که وقتش نشده بود برای مامانش اینام که یادشون رفته بود :|




+ نوشته شده در شنبه 14 فروردین 1395 ساعت 16:00 توسط افسون | نظرات()