تبلیغات
اتاقی به اندازه یک تنهایی - ناراحتم

اتاقی به اندازه یک تنهایی

ناراحتم

آبجیم میگه اگه چیزی به آدم درس بده خیلی خوبه حالا حتی اگه ضرر باشه ..
راست میگه منم از یه چیزایی درس گرفتم ...
مثلا چی؟؟
مثلا دیگه به کسی از ایده هام نگم..
امروز تولد پردیس ورویاست...تو یه روز به دنیا اومدن خواهرزاده وبرادرزاده ی عشقم..
با اختلاف یکی دوسال
شب میریم پیتزا میخوریم تولدشم بد از شام تو ویلا میگیریم...
این ایده ی من برای تولد فرزادم بود که به خواهرش گفتم ...
چون قرار بود با علی (صمیمی ترین دوست عشقم)در ارتباط باشم
ترجیح دادم خواهرش فهیمه بدونه که خدایی نکرده یه وقت سوتفاهم برای کسی نشه...
کار از محکم کاری عیب نمیکنه...
اما الان همون ایده ی منو که برای فرزادم بهش گفتم  برا بچش پیاده کرد...
هععععیییییییییییی


+ نوشته شده در دوشنبه 23 آذر 1394 ساعت 10:07 توسط افسون | نظرات()