اتاقی به اندازه یک تنهایی

روزهای مبهمی دارم

یادتونه 14فروردین از یکی ازدوستام نوشتم...چند روزی هست باهاش بحث دارم ..شنیدن جمله ی درکم نمیکنی وقتی طرف خودش درکت نکنه عذاب آورترین جمله میتونه باشه..منم که گفته بودم شدم یه آدم بداخلاق و زود رنج تر از قبل که حتی بعضی اوقات حوصله ی خودشم نداره چه برسه بقیه واولین نفری که  بر خلاف میلش کاری کنه رو گیر میاره  برای گیر دادن بهش...دیروز برگشت گفت یه وقتایی نمیتونم تحملت کنم منم اس دادم نمیخوام تحملم کنی داستان دوستیمون تموم شد بای...میدونی من از یه سری جملات بدم میاد حدااقل دوست دارم دوستم اونارو نگه مثلا شما ، خانم، آقا ،هرجور راحتی، درکم نمیکنی اوووف به این جملات آلرژی گرفتم بس که این دوستم تکرار کرد منم این دوستی رو بهم زدم که هر دو آسوده باشیم وآرامش داشته باشیم


+یه وقتایی دل کندن از دوستام برام خیلی دردناک بود اما اخیرا برام راحت ترین کار شده وقتی درکم نمی کنن وادعای درک نشدن دارن.....




+ نوشته شده در جمعه 18 اردیبهشت 1394 ساعت 10:01 توسط افسون | نظرات()