اتاقی به اندازه یک تنهایی

جنگیدم

تو زندگیم یاد گرفتم بجنگم برا به دست آوردن چیز هایی که میخوام...تا الان هر وقت جنگیدم پیروز شدم چون به خودم به تواناییم ایمان دارم به قدرت اندیشم ایمان دارم....یه جنگه دوباره باید شروع کنم...برای به دست آوردن اولین هدفم بعد از پایان مسیر...مسیرم تموم شد ومن تمام دیروز رو فکر کردم که میخوام دوباره از کجا شروع کنم و به کجا ختم کنم...شعار نمیدم میدونم حرفام یعنی چی که نیاز نباشه توضیح بدم که یعنی چی.....

از شوماخر پرسیدند: رمز موفقیتت چی بود؟
گفت: « تنها رمز موفقیت من این است که زمانی که دیگران ترمز می گیرند ، من گاز می دهم»
پس یاد میگیرم از مایکل شوماخر که چندین سال تو مسابقات رالی اول شد
مطالعه کنم وقتی که دیگران در خوابند
تصمیم بگیرم وقتی که دیگران مرددند
خودم را اماده کنم وقتی که دیگران در خیال پردازیند
شروع کنم وقتی که دیگران در حال تعللند
کار کنم وقتی که دیگران در حال آرزو کردنند
صرفه جویی کنم وقتی را که دیگران در حال تلف کردنند
گوش کنم وقتی که دیگران در حال صحبت کردنند
لبخند بزنم وقتی که دیگران خشمگینند
پافشاری کنم وقتی که دیگران رها کردند


+ دلم نمیاد اینجا نباشم هستم اما خیلی محدود..جنگیدن تاوان داره  تاوانش دور بودن از وبلاگمه..دور بودن از دوستامه....اما دور بودن بهتر از نبودنه درسته؟
 پس هستم اما کمرنگ...


+ نوشته شده در سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 ساعت 09:42 توسط افسون | نظرات()