اتاقی به اندازه یک تنهایی

....

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم:))
یه اهنگ شاد آروم میخوام برای جشن عقدم ....
یکی پیدا کردم اما برادرزاده وخواهر زاده فرزادم ازم دزدیدن گفتم ما ییخوایم باهاش برقصیم...
منم دلم نیومد مخالفت کنم گفتم باشه...
اما اهنگ خیلی قشنگی بود :(((
ازتون آهنگ میخوااااااااااااااااااام فهمیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 هم اکنون نیازمندم


+ نوشته شده در دوشنبه 16 شهریور 1394 ساعت 12:09 توسط افسون | نظرات()



:(

نمیدونم داستان آهنگ دریای لعنتی از عبد المالکی رو می دونین یا نه اما اگه میدونین این اهنگو گوش کن

دلت آتیش میگیره

http://mehsong.ir/download-music-ali-abdolmaleki-daryaye-lanati/

البته این از نگاه منه ...


+ نوشته شده در شنبه 14 شهریور 1394 ساعت 10:21 توسط افسون | نظرات()



خب عرض کنم که...

خب عرض کنم خدمتتون که من  جاری ها وزن داداشامو خیییییلی دوست دارم امااااااااااااا
از آدمایی که دیر میرن عروسی متنففففففففففففررررررررررررررررررم:|
دیشب انگار نمیخواستن برن عروسی:(
به کی بری بگی ماااا باااااااااا عروس رسیدیم تالااااااار
نابود شدم دیشب این از رفتنمون اون از تو تالار که انگار همه آدم ندیده بودن منو ندیده بودنننن
منم ازا ول تا آخر فقط پیام دادم خو چیکار میکردم به کی نگاه می کردم....
جمعیتم زیاااااااااااد فرسنگ ها با جایگاه عروس فاصله داشتیم
اما بد نبود
بعد عروسی هم آقام اومد دنبالم رفتیم با هم بستنی خوردیییییم
ولی به حساب من
___________________________________
اما پری همه ی فکر وذهنم تو بودی...
کاش زودتر بیای دلم برات تنگ میشه...


+ نوشته شده در پنجشنبه 12 شهریور 1394 ساعت 10:30 توسط افسون | نظرات()



اولین عروسی

فرداشب برای اولین بار میخوام برم عروسی اقوام شوهرم:))
عروسی دخترعموی فرزادمه...
وووییییی چی بپوشششم؟؟
خجالت می کشششششششششششم
خدایا به خیر کن



+ نوشته شده در سه شنبه 10 شهریور 1394 ساعت 15:50 توسط افسون | نظرات()



:)

به یک پسر با مشخصات:
قد 190
سیکس پک
ٱدکلن تلخ
ته ریش
خوش اخلاق
پولدار
خوش تیپ
تحصیل کرده







جهت واکس زدن کفشااااااااای عشقم نیازمندیم!!
والا^__^
یه تار مو آقامونو به صدتا از اینا نمیدم.. ¯\_(ツ)_/¯
...

+ نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور 1394 ساعت 16:10 توسط افسون | نظرات()



خدایا سپاس

اوووووم خب از کجا بگممم؟؟؟
خب آقاییم اومد ناهار خونمون بعدش با هم حرف زدیم کلی ازش گلایه کردم و باهاش دعوا کردم بنده خدا نفهمید چطورناهار خورد.
اماااا دواش بود خخخ
آخرش گفتم حالا از این همه حرف چه نتیجه ای گرفتی؟؟؟
گفت نتیجه گرفتم باید تو همه ی مسائل نظر زنمو بخوام چووون عواقب داره...
بعدش دیگه خخخخخ
و .......
دیروزم رفتیم تاریخ تالارو تعیین کردیم انداختیم 17 مهر اووووف همه تالارا پر بودن ...
نوبت فیلم بردارم گرفتیم برای 17 ام ...
فقط مونده نوبت آرایشگام  ..چون بالطبع نوبت  آرایشگاهم پر میشه...
و یه سری خرید و... که سر فرصت انجام میدیم...
دیشبم ساعت 9 وخورده ای زدیم از خونشون بیرون  رفتیم جنگل یه درو زدیم بعدش رفتیم دریا ساعت 11ونیم بود که اومدم خونه..
کلی خوش گذشت جای همتون خالیییی..




+ نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور 1394 ساعت 10:32 توسط افسون | نظرات()



:)

خب ما آشتی کردیم غم رفت پی کااااااااااااااااارش

+ نوشته شده در شنبه 7 شهریور 1394 ساعت 17:59 توسط افسون | نظرات()



تقدیم به همسرم

تقدیم به همه ی وجودم فرزادم




http://s3.picofile.com/file/8206569650/Benyamin_Bahadori_08_Ashegh_Mesle_Mah_128_.mp3.html


+ نوشته شده در جمعه 6 شهریور 1394 ساعت 10:36 توسط افسون | نظرات()



...

خیلی ناراحتم ...خیلی این زمانا دیرمی گذره...کاش فقط یه عذرخواهی از زبونش بیرون می اومد...
کاش اینقدددددر مغرور نبود که بگه اتفاقی نیفتاده...کاش یکم مستقل فکر میکرد وکمتر به حرف خانوادش بود....
فقط کاش یکم ارزش قائل می شد
دلم گرفته خداااااااااااااااااااااااااااااا

بچه ها حالم خوب شد میام...یه چند روز رخصت

نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی....
تا در میکده شادان و غزلخوان بروم......


+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور 1394 ساعت 22:07 توسط افسون | نظرات()



:(

خدا میدونه چقدر دلم براش تنگ شده
 اما نمیتونم باهاش آشتی کنم
به خاطر زندگیمون تا به اشتباهش پی ببره که میدونم نمیبره و از نظرش هیچ کار اشتباهی این وسط صورت نگرفته ومن شلوغش کردم...
خدا میدونه دیشب چی بهم گذشت وقتی بهش شب بخیری نگفتمو بوسش نکردم و خوابیدم ...
خدا میدونه وقتی زنگ میزنه جوابشو نمیدم چه حالی بهم دست میده...
خدا میدونه چقدر دلم گرفت وقتی  بیدار شدم پیام صبح بخیرشو ندیدم...
اما
باید متوجه بشه که کارش اشتباه بود....
هنوز با هم صحبت نکردیم...
درس نمیخونم...از وقتی ازدواج کردم با درسام بیگانه شدم...
همش چند ماه دیگه مونده به ازمون و من یه کلمه هم بلد نیستم..
امسالم که همه می تونن شرکت کنن حتی اونی که چند ساله وکیله...
خدایا خودت کمکون کن....آمین
اینجا بارونه اما نه به  شدت چند روز پیش اما تو این بارون عجیب  دل آدم میگیره



+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور 1394 ساعت 10:26 توسط افسون | نظرات()



.: تعداد کل صفحات 23 :. [ ... ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ] [ ... ]